مهاجرت ، رودخانه ای به درازای تاریخ

 )
مهاجرت و جابه جایی انسان ها از سرزمینی به سرزمین های دیگر را می توان به رودخانه ای تشبیه کرد که قدمت آن به درازای تاریخ انسان بر روی سیاره زمین است. اما در دو سه قرن اخیر و با کشف قاره جدید توسط سیاحانی چون کریستف کلمب و دیگر سیاحان که بعدها آن را قاره آمریکا نام نهادند ، مهاجرت به جریانی سیل آسا که تغییرات بسیار گسترده ای را در جغرافیای جمعیتی جهان به همراه داشت تبدیل شد و به شکل گیری ملت ها و حکومت های جدیدی که قبلا وجود خارجی نداشتند، انجامید. به کلام دیگر اگر پدیده مهاجرت وجود نمی داشت ساختار و شکل و شمایل سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و جمعیتی جهان با آنچه که امروز شاهدش هستیم، تفاوتی از عرش تا فرش می داشت. خصوصا از بعد از انقلاب صنعتی و به صحنه آمدن وسایل موتوری حمل و نقل به ویژه کشتی های بزرگ و به دنبال آن اختراع ماشین پرنده ای به نام هواپیما که تکنولوژی ساخت آن به سرعت روبه تکامل گذاشت، همین پیشرفت های صنعتی به جریان مهاجرت در جهان سرعت بخشیدند.
نیمه اول قرت بیستم که دو جنگ جهانی ویرانگر در آن به وقوع پیوست و با تاسیس نظام حکومتی قدرتمند و مخوفی به نام اتحاد جماهیر شوروی بخش های وسیعی از شرق اروپا، منظقه قفقاز و آسیای میانه به زیر سلطه آن درآمد، از عوامل تاثیرگذار در افزایش روند مهاجرت در جهان بود و مردم کشورهایی که نمی خواستند سلطه کمونیسم را بر خود تحمل کنند ، راه مهاجرت به کشورهای غرب اروپا و آمریکای شمالی را در پیش گرفتند. بر این همه باید به پدیده پناهندگان جنگی نیز اشاره کرد.پدیده ای که در مقاطعی از قرن بیستم و قرن بیست و یکم به یک سونامی بزرگ از کشورهای جنگ زده آفریقا و خاورمیانه به جانب کشورهای اروپایی که حالا مدتها است زیر چتر واحدی به نام اتحادیه اروپا گرد هم آمده اند، تبدیل شده و همچنان ادامه دارد.
گرچه هم مهاجران و هم پناهندگان سرزمین آبا و اجدادی خود را به قصد زندگی در کشورهایی با شرایط سیاسی و اقتصادی بهتر از گشور زادگاه خود پشت سر می گذارند اما میان مهاجران و پناهندگانی که از جنگ ها فرار می کنند،‌ معمولا تفاوت هایی وجود دارد. اکثریت قریب به اتفاق کسانی که تصمیم به مهاجرت از موطن خود می گیرند، افرادی تحصیل کرده و صاحب دانش و تخصص و تجربه در زمینه های مختلف هستند که در عین داشتن شغل و پیشه و منبع درآمد و برخورداری نسبی از رفاه و مواهب زندگی ، حاضر به تحمل محدودیت های سیاسی ، فرهنگی و احتماعی حاکم بر کشور مادری خود نیستند و تنها راه نجات و ساختن آینده ای بهتر برای خود و فرزندان خود و زندگی در جامعه ای آزاد را در مهاجرت و دل بریدن از وطنی که دوستش می دارند، جستجو می کنند.
جامعه مهاجران چند دهه اخیر ایران که به موجب برخی آمارها تعداد آن ها حدود هفت میلیون نفر برآورد می شود را باید در زمره این گروه از مهاجران جهان به حساب آورد. مهاجرانی که با قدم نهادن به سرزمین مقصد، نه تنها به رویایی که در سر دارند تحقق می بخشند بلکه کشور و جامعه میزبان را هم از مواهب دانش و تخصص خود بهره مند می سازند. دانش و تخصصی که برای کسب آن در سرزمین مادری زحمت های زیادی کشیده اند و هزینه های گزافی پرداخته اند. تفاوت اصلی میان مهاجران و پناهندگان جنگی را باید در همین نکته اساسی جستجو کرد که که پناهندگان نه از روی خواست و اختیار که اکثرا به خاطر فرار از صحنه های جنگ و کشتار و ویرانی و یا قحطی و گرسنگی، راه فرار به سرزمین های دیگر را در پیش می گیرند و در مسیر فرار در هر کشوری که به آن ها پناه دهد و در آن امنیت و سرپناهی به دست آورند، مقیم می شوند. سیل میلیونی پناهندگان از صحنه های جنگ و ویرانی خونین کشورهای سوریه و عراق به ترکیه و کشورهای اروپایی و فرار همه روزه صدها پناهنده لیبیایی از راه دریا به این کشورها که بارها اخبار دلخراش واژگونی قایق هایشان در آب های مدیترانه را شنیده ایم و یا هزاران مسلمان روهینگیا که سال ها است برای فرار از دست ستم حکومت نظامیان میانمار برهنه و گرسنه به کشور فقیر بنگلادش پناه می برند، نمونه های دیگری از تفاوتهای فاحش میان مهاجران و پناهندگان جنگی در سطح جهان است.
در این میان نقطه درخشان و افتخار آمیزی که در ارتباط با مهاجران ایرانی خصوصا مهاجرانی که کاناد و آمریکا را به عنوان کشورهای مقصد مهاجرت خود انتخاب کرده اند، ضریب بسیار بالای موفقیت آن ها در همه حوزه های علمی، تخصصی و حرفه ای است که مردم جوامع میزبان به آن نیاز دارند. امروز ایرانیان مهاجر در شهرهای ونکوور، تورنتو، کلگری، ادمونتون و دیگر شهرهای کوچک و بزرگ کانادا که در حرفه های پزشکی، دندانپزشکی، مهندسی ، وکالت، تولید و تجارت، فعالیت های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی و کسب و کارهای مختلف اشتغال دارند، به تایید شهروندان کانادایی جزو شاخص ترین، درخشان ترین و سودمندترین مهاجرانی هستند که طی دهه های گذشته تا به امروز به این کشور پا گذاشته اند. در بیان ضریب موفقیت مهاجرانی ایرانی نسل اول و دوم مقیم کانادا همین بس که بسیاری از این مهاجران توانسته اند به مجلس فدرال و مجالس استانی و نیز به ارکان حکومتی این دموکراسی بزرگ آمریکای شمالی راه پیدا کنند و منشاء خدمات چشمگیری برای کشور و جامعه کانادا باشند .
یکی از اهداف راهبردی نشریه پلاک ۵۲ را که اینک در دسترس شما هم وطنان ایرانی مقیم ونکوور قرار دارد، شناخت و معرفی همین پتانسیل ها و چهره های موفق در جامعه کانادا تشکیل می دهد. بنای کار ما بر این است که هر ایرانی مهاجر مقیم کانادا از کوچک ترین صنوف گرفته تا صاحبان بزرگترین کسب و کارها و مدیران و گردانندگان شرکت ها، موسسات تجاری و بازرگانی، پزشکان، فعالان بخش ساخت و ساز و معاملات املاک، بیمه گرها، هنرمندان و ایرانیان راه یافته به مجالس کانادا، سهم و جایگاهی در این نشریه داشته باشند و از طریق این رسانه خود را به دیگر اعضای جامعه سربلند مهاجران ایرانی معرفی کنند. پلاک ۵۲ می خواهد قبل از هر چیز نقش یک پل ارتباطی قابل اعتماد میان آحاد جامعه مهاجران ایرانی آمریکای شمالی را بازی کند و در ایفای این رسالت بزرگ به همیاری و همراهی تک تک شما هم وطنان سرافراز ایرانی در هر کجای کانادا که هستید نیاز داریم. پیشاپیش دست دوستی و یاری شما را می فشاریم.
کلمات کلیدی : مهاجرت
نویسنده : غلامرضا کیامهر
تاریخ انتشار : 1398/08/04
فایل های پیوست