بودن یا نبودن، مساله چگونه بودن است
چاپ
بودن یا نبودن، مساله چگونه بودن است
کوتاه درباره خودم
بیش از چهاردهه سابقه فعالیت های نویسندگی، مترجمی و روزنامه نگاری را در کارنامه زندگی خود دارم. در این سالهای طولانی، همکاری قلمی و اجرایی با انواع و اقسام رسانه های مکتوب ودیداری و شنیداری و رسانه های مجازی را تجربه کرده ام. حوزه های اقتصادی و اجتماعی بیشترین جولانگاه فعالیت های روزنامه نگاری من بوده است چه از روزگار جوانی تا به امروز قلم مرا با دنیای سیاست و سیاست بازی کاری نبوده است. شاید بعضی ها این را به پای محافظه کاری من بگذارند ولی خوانندگان یادداشتهای اقتصادی و اجتماعی من شهادت خواهند داد که اصلا محافظه کار نیستم و فاصله گرفتن من از هر چه سیاست است حاصل تجربه های عینی من از صحنه های ناپایدار سیاست در چند دهه ای است که از عمرم می گذرد. من بخش های مهمی از وقایع تاریخ معاصر شش دهه گذشته وطنم را از نزدیک تماشا کرده ام و ناپایداری عهد ومودت بازیگران صحنه سیاست رابه چشم دیده ام و یقین حاصل کرده ام که در بازی سیاست‏، دوست ودشمن همیشگی و واقعی وجود خارجی ندارد دوستی ها و هم پیمانیها با موجی شکل می گیرد و با موج مخالفی از هم پاشیده می شود و گاه تا مرز تیشه به ریشه هم پیمانان و یاران گذشته زدن پیش می رود دیده ام که در صحنه بازیهای سیاسی حریم حرمت یکدیگر را در هم می شکنند وازفرشته هم پیمان دیروز خود اهریمنی ترسناک می سازند و به خورد افکار عمومی می دهند. سیاست و سیاست بازی ، بازیگران خاص خود را دارد که عنصر وجودی اصلی آنرا جاه طلبی تشکیل می دهد و به موقع خود بهای سنگینی هم دارد که آنرا به میل یا به اکراه واجبار باید بپردازند. جامعه ما به طور تاریخی جامعه ای است که با قهرمانان چندان سر سازش ندارد. چه قهرمان سیاسی باشد و چه قهرمان ورزشی، سرنوشت قائم مقام ها، امیر کبیرها و مصدق ها و امثال اینها را که هر کدام در مقطع خاص خودشان کوتاه زمانی به قهرمان های سیاسی تبدیل شدند، در نظر بگیرید. شاید آن وقت به من حق بدهید که چرا اهل سیاست وسیاست بازی نبوده ام و نیستم ودر عرصه روزنامه نگاری همه وقت خود را صرف مسائل اقتصادی و اجتماعی جامعه ای که در آن زندگی می کنم کرده ام .
روزی که تصمیم به راه اندازی این وب سایت گرفتم سرکی به آرشیو مقاله های مطبوعاتی خود کشیدم و با یک حساب سرانگشتی متوجه شدم که تا به امروز بیش از چهار هزار مقاله تحلیلی در حوزه های اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی از قلم من در مطبوعات کشور به چاپ رسیده است. یاد داشت هایی که که به برکت تکنولوژی ارتباطات جهانی، دسترسی به بسیاری ازآنها درشبکه های مجازی به راحتی امکان پذیر است .
هدفم از ادای این توضیحات صرفا معرفی خودم به کسانی است که برای نخستین بار از طریق این وب سایت شخصی با من آشنا می شوند. همچنین یک سلام وعلیک دوستانه و بی پیرایه با دوستانی است که سالیان دراز خواننده مقالات وترجمه های من چه در مطبوعات و چه در کتابهایم بوده اند ونفس گرم و صمیمی آنها مشوق من در ادامه این راه نه چندان هموار بوده است.
باز برای معرفی بیشتر خودم به دوستان تازه آشنا باید عرض کنم از آنجا که روابط عمومی را روی دیگر سکه علوم ارتباطات و روزنامه نگاری می دانم، به موازات اشتغال به حرفه روزنامه نگاری، چند سالی را هم در مسئوولیت روابط عمومی بانکها و سازمانها و بنگاه های اقتصادی سپری کرده ام که مدیریت روابط عمومی و بین الملل بانک صنعت و معدن، اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و هولدینگ گروه صنعتی سدید از جمله آنها بوده است. تجربه هایی که از همکاری با بنگاه های اقتصادی اندوخته ام به افزایش آگاهی های من از واقعیت های ناگفته مربوط به فضای کسب وکار و وضعیت اقتصادی کشور کمک کرده و با دید باز تری می توانم مشکلات و راه بندان های اقتصاد کشور را در یادداشتها و مقاله هایم وا کاوی کنم.
در طول چند دهه گذشته، هر بار که فرصتی پیدا کرده ام کتاب هایی را در زمینه های مختلف ترجمه و منتشر کرده ام که به اسامی این کتاب ها در بخش مربوطه اشاره خواهد شد.
لازم می دانم در این دیباچه به یکی دیگر از تجربه های زندگیم به عنوان مدرس زبان انگلیسی که به موازات سایر فعالیت ها حدود دو دهه به آن اشتغال داشته ام اشاره کنم.  فکر می کنم برای بر قراری ارتباط اولیه با مخاطبان سایت شخصی خودم تاهمین حد کافی باشد و چنانچه نیازی به معرفی بیشتر خود احساس کردم درآینده آن را قلمی خواهم کرد. آه، راستی تا یادم نرفته این را هم بگویم که یکی از بزرگترین افتخاراتم سالهای طولانی اشتغال به حرفه روزنامه نگاری، اگر بشود نام آن را افتخار گذاشت، این بوده که هرگز قلم به مزد وسفارشی نویس نبوده ام واستقلال عمل خود را با هیچ اجر وپاداش مادی معاوضه نکرده ام جز آن که در مواقع ضرورت با قلم خود فریاد رس کسانی بوده ام که فریادرسی نداشته اند هر چند که بعدها از همان درماندگان، نا سپاسی و نمک نا شناسی های بسیار دیده ام که می دانیم نمک ناشناسی سکه رایج در جامعه ماست ولی به قول شاعر وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری است رنجیدن.